|
عشق تو به تار و پود جانم بسته است میگم : سلام + نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 22:33 توسط سینا |
تو مرا می فهمی تو مرا می خوانی ... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.... و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي.... عاشق آنكه تو را مي خواهد... و به لبخند تو از خويش رها مي گردد... و تورا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 20:24 توسط سینا |
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم + نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 11:22 توسط سینا |
شعر زیبایی از شاه ختایی مقامی، که زندهیاد حاج قربان سلیمانی آنرا اجرا کرده بود به یاد آن مرحوم در اینجا میگذارم و تقدیم میکنم به شما. قان يوتوب هر لحظه بير درد و بلايا اوغراديم نئيله ييم ائى دوستان من بی وفايا اوغراديم بهر فــرار از یک بلا ، افتــــاده ام در صد بلا خون خوردم اندردل بسی،درموج غمهاغوطه ور گوئیــد با هر دوستی ، گشتم اسیــــر بی وفا + نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 19:22 توسط سینا |
ساكت باران بروي صورتم دردانه مي لغزد ولي ياران نمي دانند
كه من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم + نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 19:12 توسط سینا |
یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست می دارم عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است، + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 18:14 توسط سینا |
مهم نيست چند بهار در كنار هم زندگي كنيم باور كنيد مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است * در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: كاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه كنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يك عمر را در چند ثانيه بگوييم ... اي كاش با خاطره ها زندگي نميكرديم + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 18:11 توسط سینا |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 17:28 توسط سینا |
شئیدا بولبول فغان ائتمه،غم ائتمه بوگون- صاباح گول آچیلیر، یاز اولور عزیز ساخلا غنیمت بیل وجودون وفاسی یوخ گولون ، عؤمرو آز اولور بلبل شیدا فغان نکن ، غم مخور + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 17:17 توسط سینا |
سن سيز گئجه لريم يوخي بيلمه دي
من بيلديم ، سن بيلدين، چوخو بيلمه دي حئيف او سئوگييه ، او محبته ***************** بي تو شبهايم ، معني خواب ندانست ، من و تو فهميديم اما مردم بسياري ندانست. حيف از آن عشق و محبت + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 17:10 توسط سینا |
|
|||||
| |||||